سرنوشت بیت کوین

رایاپارس ۱۳۹۶/۱۲/۲۰

پیش‌بینی کردن آینده کار هرکسی نیست. پیش‌بینی‌ها خیلی راحت اشتباه می‌شوند و خیلی سخت درست از کار درمی‌‌آیند.

اما به هر‌حال در این مقاله می‌خواهیم پیش‌بینی کنیم. از آنجایی که داریم به ده سالگی انتشار اوراق سفید (white paper) بیت‌کوین نزدیک می‌شویم، می‌خواهم ۲۰ سال هم جلوتر بروم تا ببینیم سیر تکاملی بیت‌کوین، بلاک‌چین، آلت کوینها و تمرکززدایی به چه صورت خواهد بود.

در این‌جور مقاله‌هاست که وقتی پیر شدم برای نوشتن آن حسابی احساس حماقت می‌کنم، یا اینکه به هوش و ذکاوت دوران جوانی‌ام آفرین خواهم گفت.

به هر حال اهمیت چندانی ندارد،‌ بهتر است برویم سر اصل مطلب.

قصد دارم کمی عمیق‌تر از این بررسی کنم که آیا بیت‌کوین نابود می‌شود یا اینکه به ارزی با قیمت ثابت به ارزش ۱ میلیون دلار تبدیل می‌شود. پیش‌بینی‌هایی را هر کسی می‌تواند انجام می‌دهد و کار محیرالعقولی نیست هم کنار می‌گذاریم.
در عوض نگاهی می‌اندازیم به اینکه تکنولوژی چگونه تغییر می‌کنند و جامعه چگونه همراه با آن دچار تحول می‌شود.

برای اینکه تشویق‌تان کنم پیش‌بینی‌های مرا جدی بگیرید، باید بگویم که من در گذشته‌ سابقه‌های پیش‌بینی‌های موفق دیگری هم داشته‌ام، اما به هر حال هیچکس ۱۰۰ درصد درست نمی‌گوید. نویسنده معروف سی‌کلارک، بزرگ‌ترین نویسنده‌ی کتاب‌های علمی-تخیلی تاریخ، آمدن ماهواره‌ها و جی‌پی‌اس و همچنین رایانش ابری، اینترنت و ارتباطات از راه دور را پیش‌بینی می‌کرد، اما خودش اعتراف کرد که اهمیت بیش‌از حدی برای راکت‌ها قائل شده و از آن طرف اهمیت یک لپ‌تاپ معمولی که یک شرکت به او هدیه داده تا رمان جدیدش را در آن بنویسد نادیده گرفته بوده.

از اینها گذشته طبق نظریه آشوب، پیش‌بینی کردن آینده غیرممکن است.

اما چنین چیزی ۱۰۰ درصد درست نیست.

ما هیچوقت نمی‌توانیم یک اتفاق غیرقابل پیش‌بینی یا یک تکنولوژی غیرمنتظره (سعی‌کنید کامپیوتر و اینترنت را به یک کشاورز قرن هجدهمی توضیح دهید) را پیش‌بینی کنیم، اما می‌توانیم نوعی از تحلیل مونت کارلو را برای آینده انجام دهیم و مشاهده کنیم که بیشتر مسیرها در بی‌نهایت از چرخه خارج می‌شوند.

افراد کمی هستند که از پس این کار برمی‌آیند.

بیشتر افراد نظرات به شدت خنده‌داری درمورد آینده دارند، پس قبل از اینکه بریم سراغ پیش‌بینی‌هایمان، باید بفهمیم چرا باید سعی کنیم ما هم دچار همان اشتباهات نشویم.

چرا پیش‌بینی‌ها غلط از آب درمی‌آید؟
دلیل اول
اولین چیزی که باعث می‌شود مردم نتوانند درست آینده را پیش‌بینی کنند این است که هنوز پنج دقیقه نشده که چیزی را دیده‌اند درمورد آن نظر می‌دهند.
قسمتی از مغز ما (مغز مارمولکی) که مسئول احساسات ما، فعالیت‌های مغزی و چیزهایی مثل یادگیری و شکل گرفتن خاطره‌ها است (سیستم لیمبیک)، کاملا از فهمیدن چیزهای نو و مبتکرانه ناتوان است. و فقط به درد حمله‌ کردن، دفاع کردن، پیدا کردن غذا و سرپناه و سرگرمی می‌خورد. به نوعی سیستمی است که ما را زنده نگه‌ می‌دارد. متاسفانه، خیلی از مردم تمام عمرشان را در همین سطح می مانند و وقتی که پای چیزهای جدید و توسعه به میان می‌آید، نظراتشان پشیزی نمی‌ارزد.

دلیل دوم
دومین دلیل مهمی که افراد در مورد آینده اشتباه می‌کنند این است که پیش‌بینیشان برخلاف چیزی درمی‌آید که از دنیا درک می‌کنند. یک شرکت مانند کداک را در نظر بگیرید که قدرت فیلم‌های دیجیتال را نادیده می‌گیرد، به این خاطر که آنها کسب‌وکاری را در طول صد سال بنا کرده‌اند که بر پایه و اساس فیلم‌های شیمیایی بوده است. آنها فرصت‌های خیلی خوبی داشتند و همه‌ی آنها را از دست دادند. به این خاطر که گذشته را با آینده اشتباه گرفتند و بهای سنگینی هم برای آن پرداختند، بازار با سرعت برق‌وباد از کنار آنها گذشت و ورشکست شدند. برای اینکه آینده را ببینید، باید یک قدم از خودتان بیرون بیایید، موفقیت‌های گذشته‌ی خود را فراموش کنید و ورای درک کنونی‌تان را ببینید.

دلیل سوم
دلیل سومی که مردم درمورد آینده دچار اشتباه می‌شوند این است که آینده جایگاه قدرتمند امروز آنها را به خطر می‌اندازد. به همین دلیل است که اولیگار بانکدار، جیمی دیمون و یک شاهزاده از کشوری که همین یک ماه پیش به زنان اجازه رانندگی داد،‌ همه بیت‌کوین و ارزهای دیجیتال را «شیادی» و «کلاه‌برداری» می‌دانند.
آنها نمی‌توانند درست ببینند، به‌ خاطر اینکه از سیستم موجود بیشتر از همه سود می‌برند. آنها اصلا نمی‌خواهند درست ببینند. به همین خاطر درگیر یک نوع جنگ اطلاعاتی می‌شوند، حتی اگر این کار ناخودآگاه باشد. شاید فقط به خاطر سیستم دفاعی ذهنی آنها باشد. راه و روش‌های جدید برای جلو بردن دنیا، به این معنی است که جایگاه آنها لبه‌ی پرتگاه قرار داد و آنها وحشت کرده‌اند.

پرسیدن از این آدم‌ها در مورد بیت‌کوین مانند این است که از یک راننده تاکسی بخواهی نظرش را درمورد اسنپ بگوید یا اینکه یک تولید کننده‌ی اسب و درشکه نظرش را درمورد ماشین‌ها بگوید. اینگونه نظرها مفت خدا نمی‌ارزند.

دلیل چهارم
چهارمین دلیل اصلی برای اینکه مردم درست آینده را پیش‌بینی نمی‌کنند این است که آنها نظرات خودشان را با واقعیت اشتباه می‌گیرند. شما عقاید خودتان را درمورد دنیا دارید، در مقابل آن یک واقعیت حقیقی درمورد دنیا وجود دارد و معمولا این دو یکی نیستند. یکی از آنها حکم نقشه را دارد و دیگری قلمرو شما. کل نقشه را با قلمرو خودتان اشتباه نگیرید.

گیلفورد استول از روزنامه نیوزویک (Newsweek) در سال ۱۹۹۵ ادعا کرد که اینترنت به طور کامل شکست خواهد خورد. او اینگونه نوشت:

رویاپردازها آینده‌ی روشنی در مقابل کارمندان ارتباطات راه‌ دور، کتابخانه‌های تعاملی و کلاس‌های درس چندرسانه‌ای می‌بینند. آنها از جلسات الکترونیکی و ارتباطات مجازی صحبت‌ می‌کنند. تجارت و کسب‌وکارها از ادارات و فروشگاه‌ها به شبکه‌ها و مودم‌ها تغییر جهت می‌دهند. و آزادی شبکه‌های دیجیتالی، دولت‌ها را دموکراتیک‌تر خواهد کرد. چرند است.

موقع خواندن این نقل‌قول بدون شک نیشتان تا بناگوش باز شده و حس خودبرتربینی سراپایتان را فراگرفته و گفته‌اید: «عجب احمقی! مگه کسی هم بود که حدس نزنه اینترنت میاد؟»

پاسخ این است که: بله، همه!‌

کاملا مطمئنم هیچکدام از افرادی هم که به این مرد بیچاره می‌خندند هم آمدن اینترنت را پیش‌بینی نمی‌کردند، یعنی اصلا نمی‌دانستند اینترنت چه هست که بخواهد بیاید یا نیاید. حتی اگر هم دیده‌ باشند، هیچوقت یک دایره‌المعارف آنلاین مثل ویکی‌پدیا، ظهور ارتباطات راه‌دور و روزی که از شیرمرغ تا جان آدمیزاد را از جایی مثل آمازون بخرند، به مخیله‌شان هم راه نیافته بود.

در واقع، چیزی که درمورد این نقل‌قول عجیب است این نیست که چقدر اشتباه است، بلکه این است که از جهات بسیاری چقدر درست است.

درست شنیدید.

باید مقاله‌ی او را بخوانید تا متوجه شوید که چه تعداد از پیش‌بینی‌های او دقیقا وسط خال خورده‌اند!‌

اگر برگردید و عقاید شخصی استول را حذف کنید، چیزی که باقی می‌مانند تصویر حیرت‌انگیز از اتفاقاتی است که تا دو دهه بعد از آن در اینترنت می‌افتد. به عنوان مثال:

نیکلاس نگروپونتی، مدیر آزمایشگاه‌ رسانه دانشگاه MIT ‌ پیش‌بینی کرده که به زودی ما حتی کتاب‌ها و روزنامه‌هایمان را از طریق اینترنت خریداری می‌کنیم.

من این دو کلمه رو حذف کردم: «آره، حتما!».

استول آینده رو می‌دید، اما نمی‌توانست آن را بپذیرد. اگر به هر طریقی که شده دست از عقایدش برمی‌داشت و به جای تفسیر و فیلتر کردن چیزی که دیده، فقط مشاهده می‌کرد،‌ این مقاله او به جای اینکه امروز سوژه خنده شود، به یکی از دقیق‌ترین و دارای دیدبه‌جلوترین مقاله‌های تاریخ تبدیل می‌شد.

دلیل پنجم
پنجمین دلیلی که مردم در مورد آینده دچار اشتباه می‌شوند، کم‌صبری بی‌‌حدوحصر آنهاست.

این خط از مقاله‌ی استول را ببینید:‌

«بعد از دو دهه آنلاین بودن، کاملا گیج شده‌ام.»

استول موقع نوشتن مقاله‌اش ۲۰ سال با اینترنت زندگی کرده بود، اما به نظرش اتفاق خوب دیگری قرار نبود بیفتد. وقتی که ۲۰ سال منتظر باشی، اصلا عجیب نیست که فکر کنی قرار نیست هیچوقت اتفاق بیفتد.

صبر کردن واقعا سخت است. باید صبوری کردن تا چیزها به صورت طبیعی به رشد خود ادامه دهند.

صبر. صبر. صبر.

خلاقیت به موانع، شکست‌ها و مقاومت فوق‌العاده‌ای نیازمند است. وقتی که ایده‌ی خود را به دنیای واقعی تحویل دهید، زنگ‌زدگی، جاذبه و اصطکاک همه با آن سر جنگ دارند. واقعیت مانند یک سنگ چاقوتیزکن است که یا ایده‌های شما را نابود می‌کند یا آنها را دقیق‌تر می‌کند.

هر چیزی به زمان نیاز دارد.

یک مثال قدیمی دیگر از فرآیند واقعی خلاقیت و زمانی که لازم دارد تا نتیجه دهد، جورج دی مسترال، مخترع ولکرو (بست قلاب چسبی) اشاره کرد.

اولین بار سال ۱۸۴۱ میلادی، وقتی که او سگش را برای پیاده‌روی به جنگل برد و دید که تکه‌های چوب و خار به پشم او چسبیده‌اند، این ایده به ذهنش رسید. اما ۷ سال طول کشید تا این ایده در ذهنش به طور کامل شکل بگیرد. او در سال ۱۹۴۸ سعی کرد همون نوع از قلاب‌های ریز را بسازد و ۱۰ سال طول کشید تا موفق شد یک نمونه موفق بسازد و به تولید انبوه برسد.

بعد از اینکه کارخانه‌اش را در دهه ۵۰ میلادی راه انداخت، فکر می‌کرد بلافاصله فروش خوبی داشته باشد.

اما چنین اتفاقی نیفتاد.

۵ سال دیگر هم طول کشید تا در دهه ۶۰ میلادی برنامه‌های رفتن به فضا شکل گرفت و ولکرو به عنوان راه‌حلی برای پوشیدن و درآوردن لباس‌های حجیم و سنگین فضانوردها پیشنهاد شد. بقیه دنیا فقط به چیزهایی اهمیت می‌دهند که مشکلات آن را حل می‌کند، نه به ایده یا ایدلوژی پشت آن. کمی بعدتر صنعت اسکی متوجه شد که این چسب‌ها برای کفش‌های آنها هم مناسب است.

در کل از ایده‌ی اولیه تا شکل گرفتن یک کسب‌وکار که سودهی داشته باشد، چقدر طول کشید؟

حدود ۲۵ سال.

قبل از اینکه برویم سراغ پیش‌بینی‌های من درمورد کریپتو، یک درس دیگر از استول باقی مانده که با هم مرور می‌کنیم.

دلیل ششم
رسیدیم به ششمین، یعنی آخرین و بزرگ‌ترین دلیلی که مردم از دیدن آینده ناتوان هستند. استول اختراعات زمان خودش را گرفت، آنها را به آینده منتقل کرد و فکر کرد که آنها می‌توانند مشکلات آینده را هم حل کنند. کاملا اشتباه است!

اختراعات الان مشکلات الان را حل‌ می‌کنند. مشکلات آینده به راه‌حل‌های جدیدی نیاز دارند.

در مقاله‌ی استول آمده بود که کتاب‌هایی به شکل CD‌ هرگز نمی‌توانند جای کتاب‌های قدیمی را بگیرند. او حق داشت که فکر کند خواندن کتاب‌های روی سی‌دی با مانیتورهای CRT به‌دردنخور آن دوره مردمک چشم افراد را نابود می‌کند و اصلا تجربه‌ی خوشایندی نیست. اما اینکه می‌دانیم این مانیتورهای چقدر آزاردهنده هستند، به ما کمک می‌کند ویژگی موردنظر برای راه‌حل‌ها و ابزارهایی که برای آینده نیاز داریم را کشف کنیم.

غیر ممکن است که با اطمینان بگوییم دام راه‌حل راهش را به آینده باز خواهد کرد، اما می‌دانیم که چه ویژگی‌هایی خواهد داشت و وقتی که اختراع شود بلافاصله آن را می‌شناسیم.

قضیه از این قرار است:‌

سی‌دی‌ها چیزهای جذابی هستند. مانیتورهای آن زمان تار بودن و خواندن از رویشان سخت بود. چشم‌ها را اذیت‌ می‌کردند. کامپیوترها عظیم‌الجسته بودند و خیلی قابل حمل نبودند. حتی لپ‌تاپ‌ها هم مثل یک تکه آجر بودند که پاهایتان را می‌سوزانند و دلتان نمی‌خواست هیچ کوفتی را روی آنها مطالعه کنید.

اما به نقطه ضعف‌های کتاب‌ها هم توجهی نکرد.

کتاب‌ها هم سنگین هستند. از درخت ساخته شده‌اند!‌ و به راحتی گم یا خراب می‌شوند. تعداد زیادی را نمی‌توانید باهم جابه‌جا کنید.

از این دو نوع مشکلی که مطرح شد، می‌توانیم نتیجه بگیریم که راه‌حل باید به این شکل باشد:

بسیار قابل حمل و سبک وزن؛
داشتن صفحه نمایش خیلی شفاف؛
پنهان کردن فضای ذخیره سازی از کاربر؛
به آسانی خواندن یک کتاب،‌ فقط باز کنید و بخوانید؛
حفاظت از اطلاعات در صورت گم شدن یا خراب شدن، بدون نیاز به خرید دوباره قابل بازیافت باشد؛
امکان حمل تعداد زیادی کتاب به صورت همزمان.
بدون شک همه‌ی ما می‌دانیم که پاسخ همه‌ی اینها کیندل (Kindel) و آی‌پد (Ipad) است.
استفاده از هر دو واقعا آسان است، فضای ذخیره‌سازی کاملا از دید کاربر پنهان است، با بکاپ کردن از اطلاعات حفاظت می‌کند و چشم را هم اذیت نمی‌کنند.

راه‌حل‌ها با پیدا کردن مشکل پا به عرصه وجود می‌گذارند، پرسیدن سوالات درست درمورد اینکه مشکل چگونه حل می‌شوند و تعریف درست و دقیق ویژگی‌هایی که باید داشته باشد که تجربه‌ی بهتری از استفاده آنها داشته باشیم،‌ ضروری است.

با توجه به چیزهایی که تاکنون گفتیم، سه اصل وجود دارد که به ما کمک می‌کند آینده را پیش‌گویی کنیم:

صبر.
مشاهده و عدم دخالت.
وصل نکردن راه‌حل‌های امروز یه مشکلات فردا.
خیلی خب، بگذارید جام بلورین‌مان را در بیاوریم و آینده بیت‌کوین و کریپتو را در آن ببینیم.

امیدوارم از آقای استول موفق‌تر باشیم و این مقاله در آینده باعث نشود که مورد تمسخر خاص و عام قرار بگیرم.

ظهور بیت‌کوین، کریپتو و تمرکززدایی
با چند پیش‌بینی ساده شروع می‌کنیم و به سمت پیش‌بینی‌های پیچیده‌تر می‌رویم و در آخر به پیش‌بینی‌های بسیار بحث برانگیز می‌رویم.

همچنین در مورد هر کدام به شما می‌گویم چقدر از پیش‌بینی‌ای که می‌کنیم اطمینان دارم و چقدر فکر می‌کنم درست از کار درمی‌آید.

۱. ترکیدن حباب
چه افرادی که داخل کریپتو هستند و چه خارج آن، کریپتو را حبابی می‌بینند که خواهد ترکید و باعث می‌شود که قیمت‌ها به شدت سقوط کند.

درست فکر می‌کنند.

اما خب که چه؟‌

این پایان داستان نخواهد بود. تازه اول داستان است.

در حال حاضر گرفتار هیجان بسیار شدیدی هستیم. پتانسیل بسیار زیادی وجود دارد. همه‌ی ما به نوعی بوی آینده‌ای غیرمتمرکز به مشاممان می‌رسد. چندان هم دور نیست آن روز!‌

البته بدون شک به این شکل اتفاق نخواهد افتاد. حباب خواهد ترکید. ویتالیک (از بنیان‌گذاران ایتریوم) درست ‌می‌گوید، ۹۰ درصد توکن‌ها شکست خواهند خورد.

اما بعد از اینکه حباب ترکید، ایده‌های واقعی شکوفا می‌شوند.

هشت سال از تجربه‌ی کریپتو می‌گذرد،‌ همه روی راه‌های به سوی آینده کار می‌کنند، اما هیچکدام از ما چیزی بیشتر از ترید کردن با ریسک بالا و چند قرارداد هوشمندانه به دست نیاورده‌ایم. اپلکیشن‌هایی که ساخته شده به شدت زشت هستند و عملا استفاده‌ای ندارند. واقعا اعصاب می‌خواهد که دکمه «ارسال» را می‌زنید و ۵ هزار دلار را از طریق وب به شخصی منتقل می‌کنید. بهتر است امیدوار باشیم آدرس مقصد را درست کپی و پیست می‌کنید تا پولتان دود نشود و هوا برود!‌

وقتی که حباب اینترنت بترکد،‌ خیلی از شرکت‌های بزرگ با سقوط ۸۵ درصدی سهام‌شان مواجه می‌شوند. اما با این وجود به حیات‌شان ادامه می‌دهند و اتفاقات خوبی برایشان خواهد افتاد. آمازون و گوگل به حکمفرمایی به دنیا ادامه خواهند داد.



برای کریپتو هم همین اتفاق می‌افتد.

۱۰ درصد از پروژه‌ها از حمام خونی که راه می‌افتد زنده بیرون می‌آیند و به آمازون،‌ گوگل و فیسبوک‌های آینده تبدیل می‌شوند. حتی شاید دولت‌های آینده، به دموکراسی الکترونیکی (digital direct democracies) یا دموکراسی‌های روان (liquid democracies) علاقمند شوند.

نوآوری کار خیلی سختی است. شما به معنای واقعی چیزی را خلق کنید که وجود ندارد.

هیچ دستورالعملی وجود ندارد، هیچ قالب کاری‌ای وجود ندارد، هیچ مدلی کسب‌وکاری وجود ندارد. هیچ چیزی وجود ندارد. فقط خودتان هستید و خودتان!‌ شما هستید و قوه‌ی تخیلتان. به همین خاطر به احتمال ۹۰ درصد، افراد و شرکت‌ها شکست می‌خورند.

اما اصلا اشکالی ندارد.

کریپتو، بلاک‌چین و حسابداری تریپل احتمالا مهم‌ترین اختراعات ۵۰۰ سال گذشته هستند، پس به این راحتی‌ها تسلیم نمی‌شوند و از بین نمی‌روند.

ترکیدن حباب مرحله‌ی بعدی است. سه سال بعد از آن تکنولوژی حسابی پخته می‌شود و پایش را روی گاز می گذارد.

۲. کریپتوکارنسی‌های دولتی گل می‌کنند
احتمالا عامه مردم از این یکی خوششان نمی‌آید، اما فقط چون ما خوشمان نمی‌آید متوقف نمی‌شود.

خیلی از دولت‌ها بیکار نمی‌شینند و بدون جنگ دست از ذخیره پولیشان نمی‌شویند. هر کسی که در حال حاضر روی پروژه‌ای کار می‌کند، باید منتظر حمله‌ی پروتکل‌هایی بر روی کریپتوهای غیرمتمرکز و دفاع زیرکانه دربرابر آنها باشد.

یک حمله توزیع شده‌ی غیرمتمرکز محروم‌سازی از سرویس (DDoS)، مانند کاری که گلدیوس انجام داد بهترین کاری است که می‌توان در مرحله‌ی اول انجام داد، اما این کار به تنهایی کافی نیست. درباره بعضی دیگر از چیزهای اضافه‌ای که کریپتو برای دفاع از خود و زنده‌ماندن به آنها نیاز دارد صحبت خواهم کرد. وقتی که به قسمت تکامل پروتکل‌ها رسیدم، درموردشان توضیح می‌دهم.

دولت‌ها جنگ را در درازمدت می‌بازند، احتمالا بین سی تا صد سال طول می‌کشد (شاید هم سریع‌تر اتفاق بیفتد، به این بستگی دارد که چه تعداد جنگ و بحران اقتصادی در خواهد گرفت). اما اینکه ما به عنوان یک گونه برنده می‌شویم کاملا مشخص است، گونه‌ای که با سلاح‌های هسته‌ای دخل هم را نمی‌آورند و هنگام نابودی زمین، به فضا مهاجرت می‌کند. اما طی ۱۰ یا ۲۰ سال منتظر کریپتوکارنسی‌های خیلی قدرتمند دولتی باشید که به قدرت برسند و بر جریان پولی خیلی از مردم،‌ اگر نه همه‌ی مردم دنیا حکمران شوند.

اما هیچکس آنها را قبول نمی‌کند!‌ فریاد بزنید زنده‌باد کریپتو‍‌!‌

البته که آنها را قبول می‌کنند.

اشخاص متوسط هیچ اطلاعی از چیزهایی که واقعا اهمیت دارند، ندارند و اصلا متوجه نیاز به حریم‌شخصی و امنیت نیستند، تا وقتی که تحت شرایط وحشتناک مانند درگرفتن جنگ داراییشان به زور از آنها گرفته شود. وقتی که سربازها به خانه‌ی شما هجوم می‌آورند و هرچه دارید و ندارید را با خودشان می‌برند، ناگهان نیاز به حریم شخصی برای مردم واقعی و ضروری می‌شود.

اکثر مردم عادی چیزی درمورد حریم شخصی نمی‌دانند، یا حداقل اهمیتی به آن نمی‌دهند‍!‌ فقط وقتی برایشان مهم می‌شود که عکسی بدون لباس از آنها داخل حمام همه‌جا منتشر شود. واقعا اینطوری است.

مردم بدون یک لحظه تردید، کریپتوهای دولتی را مانند گوسفندهای سربه‌راه قبول می‌کنند. حتی بهتر از آن، فکر می‌کنند بی‌بروبرگرد بهترین کار ممکن است و حتی اگر به آنها بگویند، حاضرن به خاطرش آدم بکشند. حالا ببینید!‌

بدون شک، جوری که دولت‌ها کریپتوکارنسی‌ها را زیر سوال برده‌اند واقعا خنده‌دار است، همانطور که ناوال راویکنت در طوفان توییت‌های حماسی‌اش می‌گوید:‌

اینکه کریپتو توسط فرمان‌روایان یا یک شرکت، یک نخبه یا گروهی از مردم کنترل شود، واقعا بی‌معنی است.

بی‌معنی است چون هدف اصلی بلاک‌چین این بود که قدرت را در کل سیستم توزیع کند. به این صورت که به یک گروه خاص اجازه کنترل یا تغییر قوانین را ندهد. کریپتوهای غیرمتمرکز و اپلیکیشن‌های مربوط به آن نوعی نظارت و توازن قوا در مقابل عملیات مخرب درمورد سیستم دارند.

وقتی که ۵ بانک مختلف صاحب یک بلاک‌چین باشند، دیگر بلاک‌چین نیست،‌ دیتابیس است. فقط زمانی که بانک‌ها، حکمرانان،‌سهامداران و مشتری‌های بانک کلید‌های بلاک‌چین را همزمان در دست داشته باشند و بتوانند قدرت یکدیگر را خنثی کنند، یک بلاک‌چین واقعی وجود دارد.

نظارت و توازن قوا اصول اصلی هستند.

کریپتوی دولتی یک نسخه‌ای کاملا فاسد شده از این ایده را تحویل می‌دهد.

اما اهمیتی ندارد، چون به هر حال این کار را خواهند کرد.

در واقع آنها به جای توزیع قدرت، تمام سعیشان را می‌کنند تا قدرت را حتی بیش از پیش متمرکز کنند، آنها این کار را با دادن این اختیار به خودشان انجام می‌دهند که بتوانند تمام پول‌هایی که شهرواندان خرج می‌کنند را پیگیری کنند و به طور اتوماتیک و بدون بخشودگی از حقوق‌های آنها و فروش محصولات و خدمات مالیات کم می‌کنند. به همین خاطر است که دولت‌های اقتدارگرا برای ساختن کرپتوهای رسمی مسابقه گذاشته‌اند. آنها برای اینکه بتوانند پولی که توی جیب شماست را زیر نظر بگیرند لحظه‌ شماری می‌کنند.

آنها بدون شک پول‌های نقد فیزیکی را غیرقانونی می‌کنند و این کار را با این سه بهانه انجام خواهند داد:‌

جلوگیری از پولشویی؛
جلوگیری از تروریسم؛
جلوگیری از جرم و جنایت.
البته دانستن اینکه نصف حقوقتان را در آمازون،‌ خرید خاروبار و پرداخت اجاره خرج می‌کنید هیچ ربطی به دلایلی که گفتیم ندارد،‌ اما فراموش نکنید، اگر از یکی یا همه‌ی دلایلی که گفتیم استفاده کنند، می‌توانند به راحتی نصف جمعیت را به هر کاری که می خواهند وادار کنند،‌ یا حتی بدتر از آن، کاری کنند که افراد با عقیده قلبی آن کار را انجام دهند.

آن صحبت روانشناس آمریکایی گوستاو گیلبرت با هرمان گورینک در دادگاه‌های نورنبرگ یادتان هست؟‌
گورینگ به او گفت بیشتر مردم هرکاری رهبر آنها بگوید بدون سوال‌وجواب انجام می‌دهند، حالا می‌خواهد حکومت دموکراسی باشد یا دیکتاتوری.

گیلبر با نبوغ خاصی پاسخ داد:‌ «یک تفاوت وجود دارد. در دموکراسی، مردم در انتخاب نماینده‌هایشان نقش دارند، و در آمریکا فقط کنگره است که می‌تواند اعلام جنگ کند.»

اما گورینگ خندید و جواب داد: «اما چه مردم نماینده‌ انتخاب کرده باشند چه نه، همیشه می‌توان آنها را مجبور کرد هرکاری رهبرشان می‌گوید انجام دهند. کار سختی نیست. فقط کافیست به آنها بگویید مورد حمله واقع شده‌اند و آدم‌های صلح‌طلب را محکوم کنید به اینکه حس میهن‌پرستی ندارند و کشور را به خطر می‌اندازند. در هر کشوری هم جواب می‌دهد.»

کریپتوی دولتی برای افرادی که الان به کریپتو باور دارند مانند نوشیدن جام زهر خواهد بود، اما بهتر است زودتر به آن عادت کنند.

یک اتقاق بهتر این است که یک سیستم دوگانه از کریپتوی غیرمتمرکز و متمرکز وجود داشته باشد و برای اینکه توسط سونامی پیش‌رو بلعیده نشود، طراحی آن از همین حالا شروع شود. بهتر است که سیستم فعلی که الان با بلاک‌چین وجود دارد پذیرفته شود، و بعد از داخل مورد حمله قرار گیرد تا اینکه به آن توجهی نشود تا وقتی که به دشمن ما تبدیل شود.

۳. کریپتوکارنسی‌های غیرمتمرکز به یک سیستم عملیاتی اقتصادی موازی برای تمام دنیا تبدیل می‌شوند
فقط به خاطر اینکه کریپتوهای متمرکز پا به عرصه وجود می‌گذارند و اهمیت پیدا می‌کنند، به این معنی نیست که کریپتوهای غیرمتمرکز از بین می‌روند. البته خیلی از دولت‌ها سعیشان را می‌کنند، اما در نهایت موفق نمی‌شوند آنها را از گردونه خارج کنند. دلیلش ساده است.

همان دلایلی که رسیدن به توافق عمومی درمورد بلاک‌‌چین را مشکل می‌کند: توافق دولت‌های دنیا روی یک چیز واحد هم سخت است. قادر نخواهند بود چنین کاری کنند. بعضی از دولت‌ها از غیرمتمرکزها خوششان می‌آید و بعضی دیگر از دولت‌ها از آن منتنفر خواهند بود.

بعضی از کشورها بی‌پرده در مقابل آن صف می‌کشند و خیلی دیگر از کشورها بی‌پرده کریپتوکارنسی‌های غیرمتمرکز را می‌پذیرند، به‌ویژه کشورهایی که طی قرن اخیر به خاطر دلار آمریکا و اروپا رنج کشیده‌اند.

من کشورهایی آمریکای لاتین را می‌بینم، بدون هیچ محدودیتی و با اختیار خودشان، از جمله سنگاپور، بانک‌های تاریخی سویس و خیلی از کشورهای آسیایی و آفریقایی، با آغوش باز از کریپتوهای غیرمتمرکز استقبال می‌کنند، البته اگر بتوانند حاکمیت کنونی‌شان را حفظ کنند.

اگر تمام کشورها توافق نکنند، کریپتوهای غیرمتمرکز از بین نمی‌روند، حتی به اندازه کریپتوهای متمرکز قدرتمند می‌شوند.

اما کرپتوهای غیرمتمرکز برای اینکه از غافله جا نمانند، باید سریع‌تر حرکت کنند. آنها به اپلیکشن فوق‌العاده نیاز دارند. اپلیکیشن‌های موجود در مقابل حملات آسیب پذیر هستند. برای اینکه واقعا ریشه بدوانند چنان اپلیکشن فوق‌العاده‌ای باید به سرعت در تمام دنیا وایرال شود. باید آنقدر ضروری شود که مردم نتوانند زندگیشان را بدون آن تصور کنند. این موضوع بازیکنان قدرتمند کنونی را به بازی برمی‌گرداند و بعد از آن قدرت استفاده می‌کنند تا دربرابر حملات بیرونی از خودشان دفاع کنند.

قبلا در یکی از مقاله‌هایم گفته بودم که یکی از راه‌های چنین کاری بازی سازی (گیمیفیکیشن) برای توزیع پول است. اما این یکی از راه‌هایی است که می‌تواند مفید واقع شود. راه‌های بسیار زیاد دیگری هم وجود دارد. اگر در حال حاضر روی ساختن یک پلت‌فرم کاری می‌کنید، باید بدانید که زمان اهمیت بسیار زیادی دارد، باید قبل از اینکه کریپتوی مرکزی ریشه بدواند موفق شده باشید.

۴. آن اپلیکیشن فوق‌العاده برای کریپتو یک مرورگر نیست
این یک مثال کلاسیک از آوردن اختراعات قدیمی به یک سیستم جدید است. مرورگر بریو فوق‌العاده است و مطمئنم وقتی که با BAT و یا بدون نیاز به اکسچنچ‌ها به یک سیستم پرداخت جهانی برای مبادله اتوماتیک کریپتوکارنسی‌ها هم متصل شود،‌ بیشتر عاشقش خواهم بود، اما آن را به عنوان یک رابط نهایی برای بلاک‌چین نمی‌بینم. آن را به عنوان یک پله‌ی میانی بالقوه می‌بینم.

پس آن اپلیکیشن فوق‌العاده چه شکلی خواهد بود؟‌

نمی دانم!‌

فقط می‌دانم که باید:

همه جا در دسترس باشد؛
استفاده از آن آسان باشد؛
بتوان از آن به پلت‌فرمی برای همه‌چیز از مبادله‌ی پول گرفته تا گرفتن بلیط، تا محافظت از حریم شخصی و اطلاعات استفاده کرد؛
متن باز باشد.
همچنین باید چیزی کاملا جدید و بکر باشد که بهترین ویژگی‌های بلاک‌چین را بسط و گسترش می‌دهد، در حالی که بزرگ‌ترین نقطه ضعف‌های آن را به حداقل می‌رساند.

۵. بلاک‌چین فقط شروع پدیده‌های غیرمتمرکز است
سیستم‌های بلاک‌چین اولین اجراهای موفق مکانیسم‌های پدیده‌های غیرمتمرکز هستند.

همین حالا هم مردم در حال اختراع نمونه‌های جدیدی مثل IOTA’s Tangle و HashGraph. هستند.

اصلا اهمیتی ندارد که هر دوی این پروژه‌ها در درازمدت شکست بخورند، چون پروژه‌های دیگری ظهور خواند کرد که متدهای جدید خلق کنند. همچین اتفاقی عملا بی‌بروبرگرد است.

طی بیست سال آینده، اگر صدها پدیده‌ی آزمایشی غیرمتمرکز شکل نگیرد، حداقل یک دوجین وجود خواهد داشت که می‌توانند سطحی از تراکنش‌ها را مدیریت کنند که فرآیندهایی مانند ویزا کارت‌ها را به کل نابود کنند، چنین اتفاقی با استفاده از اضافه‌شدن سیستم‌های هوش مصنوعی امکان پذیر خواهد بود.

همچنین یک احتمال قوی وجود دارد که هیچکدام از این سیستم‌ها توسط انسان‌ها طراحی نشوند.

در عوض هوش‌ مصنوعی به سرعت تکثیر می‌شود و در نهایت به سیستم‌هایی می‌رسند که انسان‌ها طی ۱۰۰ سال هم با آن نمی‌رسند. آنها از طبیعت، حشرات یا ریشه‌ها یا سایر سیستم‌های بیولوژیکی مانند پروتئین‌ها الهام خواهند گرفت.

یک یا دو از این سیستم‌ها به تمام کوین‌ها تسلط خواهد یافت و به فرا سیستمی تبدیل می‌شود که به تمام آنها حکمرانی می‌کند، خیلی از کوین‌ها را با هم یکی می‌کند و کل سیستم را به مانند فراکتال عظیم اداره می‌کند که اجازه می‌دهد بی‌نهایت شبکه‌ی فرزند درون آن شکل بگیرد.

۶. استفاده از کرپیتو خیلی خیلی آسان‌تر خواهد شد.
امروزه تجربه‌ی کاربری با کریپتو وحشتناک است.

اگه اشتباه تایپی داشته باشم، یا اینکه چیزی را اشتباهی کپی و پیست کنم، پولم برای همیشه ناپدید می‌شود. اگر یک نرم‌افزار دچار نقص شود، من پولم را برای همیشه از دست می‌دهم. اگر کسی کامپیوتر یا تلفن همراهم را هک کند، پولم را برای همیشه از دست می‌دهم.

یعنی هر اشتباهی که کنیم به فنا می‌رویم. مثل راندن یک موتور سیکلت در لبه‌ی ۲ سانتی کوه بدون هیچ‌ جاده‌ای است.

والت‌ها کند هستند، استفاده از آنها مشکل است و زشت هستند. وقتی که آخرین بار ایتریومم را آپگرید کردم، فراموش کردم که کلید خصوصیم را نگه دارم، به خاطر همین مجبور شدم همه کلیدهای خصوصیم را بازیابی کنم. چند وقت پیش مقداری بیت‌کوین در یک ورژن باستانی از Multibit از سال ۲۰۱۳ داشتم. بعد از اینکه نرم‌افزار اشتباها فکر می‌کرد من تراکنشی را ارسال کرده‌ام که در واقع هرگز ارسال نشده بود، یک هفته طول کشید تا بیت‌کوین‌هایم را آزاد کنم.

تصور کنید این والت‌ها فریز شوند و ۵ سال دیگر آن را بیرون بیاوریم. آیا واقعا قابل استفاده خواهند بود؟‌ وقتی که کامپیوترهای کوانتومی به بازار بیایند و مجبور شویم تمام پروتکل‌هایی را که سیستم را تعریف کرده‌اند عوض کنیم، چه اتفاقی می‌افتد‌؟‌

یک آدم معمولی هرگز نمی‌تواند این فرآیندهای معمول را انجام دهد. امکان ندارد. دو دهه بودن در آی‌تی به من یاد داد که افراد عادی طوری کامیپوترهایشان را خراب می‌کنند که برای آدم‌های اهل تکنولوژی کاملا غیرقابل تصور است. قانون مورفی این را می‌گوید.

حتی بدتر از آن، امکان ندارد هیچ تراکنشی را معکوس کرد یا آن را در برابر اشتباهات محافظت کرد. من پیش‌بینی می‌کنم روش‌های الگوریتمی زیادی کشف می‌شوند که تراکنش‌ها را متوقف می‌کنند، برمی‌گردانند و از آنها محافظت می‌کنند، همچنین روش‌هایی به وجود خواهد آمد که پولی که بر اثر اشتباه برباد داده‌ایم یا پول دزدیده شده را به ما بازگرداند. این روش‌ها را مانند نسخه‌های اتوماتیک زنگ زدن به بانک و اعلام اینکه کارت بانکیتان دزدیده شده در نظر بگیرید.

فقط سیستم‌هایی که تمام ویژگی‌های سیستم‌های قدیمی را دارا باشند و ویژگی‌هایی جدیدی هم به آنها اضافه شده باشد، مورد قبول همه قرار می‌گیرند.

یک بار دیگر کتاب‌های روی سی‌دی-رام دهه‌ی ۸۰ را در نظر بگیرید. آنها یک سری ویژگی جدید داشتند، از جمله نمودار‌ها، رنگ‌ها و اینکه می‌توانستید از آنها نسخه پشتیبان بگیرید.

اما باز هم به اندازه‌ی کافی خوب نبودند، چون سی‌دی‌ها نقص‌های مرگباری هم داشتند. این تکنولوژی جدید مزایایی داشت، اما معایب خیلی زیادی هم داشت که اجازه نمی‌داد راهش را عمیق‌تر در دنیا بیابد و جایگزین تکنولوژی قدیمی شود.

تا وقتی که کیندل و آی‌پد ظهور کردند، ینی کتاب‌خوان‌های الکترونیکی که ویژگی‌های قبلی خواندن کتاب مثل قابل حمل بودن و اذیت نکردن چشم را داشتند، به اضافه‌ی ویژگی‌های جدید مانند امکان حمل همزمان هزاران کتاب، چیزی که هیچ درخت مرده‌ای نمی‌توان با آن رقابت کند. اینجا بود که تکنولوژی جدید جای تکنولوژی قدیمی را گرفت.

کریپتوها هم باید همین راه را از اشکالات مرگبار تا دادن قدرت‌های جدید بی‌حدوحصری به مردم و کسب‌و کارها طی کنند تا بتوانند بر دنیا مسلط شوند.

همچنین پیش‌بینی می‌کنم که خیلی از انواع سیستم‌ها باید از سطح تمایل به واقعیت بپیوندند تا بتوانیم پول دیجیتال را به نسل بعد منتقل کنیم. برای این کار باید بانک‌های خاصی برای این کار داشته باشیم با هر تعداد پرسنلی که لازم دارد یا الگوریتم‌های بانکی و والت‌هایی با امضاهای چندگانه‌ی ضدگلوله با سرویس‌های ابری یا foglet که نقش آخرین داور را بازی کنند.

اینکه فقط کلید‌هایتان را به چند قسمت تقسیم کنید و آن را دست دوستان قابل اعتماد یا عزیزانتان بسپارید کافی نیست. این اولیه‌ترین راه‌حل موجود است. ممکن است رابطه‌تان را با دوستانتان قطع کنید،‌ یا از کسی که دوست‌ دارید طلاق بگیرید،‌ یا حتی بدتر ممکن است خدای نکرده آنها را از دست بدهید. ما به چیزی بهتر و کاملا اتوماتیک نیاز داریم.

به این فکر کنید که به ارث رسیدن بیت‌کوین‌هایتان به افرادی که دوستشان دارید چقدر سخت خواهد بود. اگر همین فردا دور از جان مردید چه؟ یا اینکه سرتان به جایی خورد و پسوردهایتان را فراموش کردید چه؟

حتی اگر از قبل برای این نوع اتفاقات برنامه ریزی کرده باشید، باز هم چندان آسان نخواهد بود.

باید یک وصیت‌نامه بنویسید، یک نسخه از کلیدهای خصوصی و والت‌تان را درون یک گاوصندوق بگذارید، رمز آن را به یک وکیل معتمد بدهید و امیدوار باشید که با آن فرار نمی‌کند،‌ یا اینکه اطلاعات روی فلش یا والت نانو از بین نمی‌رود. می‌توانید یک والت چند امضایی با دوستانتان یا اعضای خانواده‌تان بسازید و امیدوار باشید که هیچکس روی گیت‌هاب راه دررویی یا باگی پیدا نمی‌کند که همه‌ی شما را دور بزند.



به هر حال، اگر به فکر راه‌ انداختن کسب‌وکاری درمورد کریپتو هستید که هرکسی در آینده به آن نیاز داشته باشد، مشکلات ارث‌بری را حل کنید. اینطوری همه با رضایت به شما پول پرداخت خواهند کرد.

من ظهور قردادهای هوشمند که با دراگ و دراپ کار می‌کنند و وصیت‌نامه‌های ساخته شده توسط هوش مصنوعی را پیش‌بینی می‌کنم.

در اصل،‌ خود بلاک‌چین به بانک و بخش سرویس به مشتریان تبدیل می‌شود، شاید با استفاده از نشانه‌های بیومتریکی شما و تایید گروه‌های شخص ثالث گواه اثبات سهام (PoS)‌ یا یک هوش مصنوعی غیرمتمرکز که بتواند عزیزان شما را تایید کند، اگر بلایی سرتان آمد مشکلات فعلی را حل کند. رمزعبورهای اتوماتیک و بازیابی کلیدها متوفق خواهد شد.

هر شکل و ظاهری که داشته باشد، به تقریب‌های الگوریتمی از کنترل‌هایی که اکنون داریم نیاز داریم تا بتوانیم پولمان را به اشخاصی که می‌خواهیم بدهیم و آن را از دست افرادی که می‌خواهند آن را از ما بدزدند حفظ کنیم. همچنین به سیستمی نیاز داریم که ما از از اتفاقاتی مانند تصادف‌، مردن و خل شدن حفظ کند.

کلمات کلیدی:

مطالب مرتبط

news
درباره بیت کوین

بیت کوین نخستین پول رمزنگاری شده‌ای است که در دنیا ایجاد شده است. هنوز ...

بیشتر بدانید
news
کیف پول

کیف پول الکترونیک محصول تقریبا جدیدبرخی از بانک های کشور است که تلاش کرده ...

بیشتر بدانید
news
نحوه خرید بیت کوین

بیت کوین یا Bit Coin در حقیقت نوعی واحد پول دیجیتالی و رمزنگاری شده است.

بیشتر بدانید

نظرات کاربران



اگر تصویر خوانا نیست اینجا کلیک کنید
همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود.
* نظر هایی كه حاوی توهین است، منتشر نمی شود.
* لطفا از نوشتن نظر های خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.